پير پست ايران در همينباره اضافه كرد: بدليل همين كمبود امنيت فقط سوار شترميشديم چون اگراز وسيله ديگري مثل دوچرخه استفاده ميكرديم امكان داشت راهزنان از طريق دنبال كردن جاي چرخ از مسيرمان مطلع شده و به ما حمله كنند. مهراني گفت در طول مدت خدمتم ۱۵شترم در مسير شهرهاي مختلف مردند. اوتعريف كرد كه بهخاطر ناامني و نبود آسودگي از دست راهزنان،مجبور بودم راه خود را از ميان بيراهه و جنگل باز كنم.
مهراني پيرامون نظر مردم درباره پستچيهاي آن زمان گفت: درآن زمان مردم بهقدري بهپست اهميت ميدادند و پول آن را بهخاطرزحمات پستچي حلال ميدانستند كه حقوق دريافتي از دولت را با پول پستچيها عوض ميكردند تا به قول خودشان دريافتيشان از دولت حلال باشد. مهراني كه در سن ۱۱۴سالگي سه فرزند پسر و يك دختر و ۳۹نوه ونتيجه دارد باحقوق بازنشستگي فعلياش كه ماهيانه ۲۰۰هزارتومان است روزگارش را بر روي ويلچر اهدايي بهزيستي ميگذراند. اما اين پيرمرد كه در جشنواره شهيدرجايي سال ۸۴بهعنوان بازنشسته نمونه انتخاب شده هنوز هم چشمبراه است تا يك نفر از راه برسد و سكههاي طلايي كه درهمين جشنوارهبهاوتعلق گرفته برايش بياورد،كاري كه با وجود نامهنگاريهاي اداري فراوان تاكنون به نتيجه نرسيده است.